سفارش تبلیغ

گوشی سه سیم کارته با تلویزیون
امر به معروف آسان و موثر
 
این عشق الهی است..
اشعار علی علیه السلام در سوگ زهرا س
نویسنده : مهدوی
تاریخ : سه شنبه 87 اردیبهشت 31
زمان : ساعت 1:10 صبح

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد و آخر تابع له علی ذلک ...

ایام شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رو به تمام دوستداران و عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت تسلیت می گم.

می خواستم از فاطمه زهرا سلام الله علیها بنویسم و بزارم اما چشمم افتاد به درد دلهای حضرت علی علیه السلام که با گریه در مزار زهرایش می کرده چند خط براتون میزارم .

هر چند خیلی محزون هست ولی فکر می کنم توجه به آنها برای آشنایی با دل پر درد مولامون خوب باشه!

 

«لما فرغ امیر المومنین من دفن فاطمه......»

وقتی علی از دفن فاطمه علیها سلام فارغ شد گویا کوه حزن و اندوه در دل آن حضرت راه یافت و در حالی که یکسره گریه می کرد کنار قبر فاطمه نشست.......

و این ابیات و زمزمه می کرد:

 

لکل اجتماع من خلیلین فرقة وکل الذی دون الفراق قلیل

و انّ افتقادی فاطمه بعد احمد دلیل علی ان لا یدوم خلیل

برای هر دوستی جدایی و فراقی است و این دوریها و فراق است که پایان ناپذیر است.

فقدان فاطمه بعد از رحلت پیامبر ص تنها دلیل برای کوتاه بودن دوستی ها است .

 

ما لی وقفت علی القبور مسلما قبر الحبیب فلم یرد جوابی

ا حبیب مالک لا ترد جوابنا انسیت بعدی خلة الاحبابی

چه شده در کنار قبر تو سلام می کنم ولی جوابی نمی شنوم؟

ای حبیب چه شده که جواب ما را نمی دهی؟ آیا دوستی هامان فراموش شده؟

و مرثیه هایی هم در سوگ زهرای مرضیه از حضرت علی رسیده است :

 

حبیب لیس یعدله حبیب و ما لسواه فی قلبی نصیب

حبیب غات عن عینی و جسمی و عن قلبی حبیبی لا یغیب

(زهرای من ) دوستی بود که هرگز دوست دیگری جای او را نخواهد گرفت و غیر از او در دل من کسی جایی ندارد.

زهرای من دوستی بود که در ظاهر از دیده و جسم من پنهان است ولی از دلم هر گز غایب و جدا نیست.

 

یقولون ان الموت صعب علی الفتی مفارقة الاحباب و الله اصعب

گویند که از دست دادن جوان سخت است ولی سخت تر و دشوار تر از آن به خدا جدایی و از دست دادن دوستان است.

 

چهره ها با اشک زیبا می شود

عشق با تصویر معنا می شود

عشق یعنی ذکر ناموس خدا

یا علی گفتن به زیر دست و پا

عشق یعنی جلوه صبر خدا

شرم ایوب نبی از مرتضی

عشق بر دلها شهامت می دهد

عشق بر غمها حلاوت می دهد

عشق بر دلداده فرمان می دهد

عاشق جان داده را جان می دهد

.....................................

بقیه این اشعار در ادامه مطلب 

چهره ها با اشک زیبا می شود

عشق با تصویر معنا می شود

عشق یعنی دل سپردن در الست

از می وصل الهی مست مست

 عشق یعنی ذکر ناموس خدا

یا علی گفتن به زیر دست و پا

فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

عشق یعنی جلوه صبر خدا

شرم ایوب نبی از مرتضی

عشق بر دلها شهامت می دهد

عشق بر غمها حلاوت می دهد

عشق بر دلداده فرمان می دهد

عاشق جان داده را جان می دهد

عشق باعث شد که دل سامان گرفت

پشت درب خانه زهرا جان گرفت

عشق یعنی انقلاب فاطمه

از کبودی چشم خواب فاطمه

عشق یعنی عشق ناب فاطمه

بیت الاحزان خراب فاطمه

عشق یعنی صحبت بی واهمه

حیدر در بند پیش فاطمه

آنکه خود مرد دلیر جنگ بود

دستگیر فرقه ای صد رنگ بود

عشق یعنی غسل زیر ییرهن

دست بیرون کردن از زیر کفن

عشق یعنی صبر در هنگام خشم

عشق یعنی جای سیلی روی چشم

عشق یعنی قلب چون آیینه ای

جای میخ در به روی سینه ای

عشق یعنی انتظار منتظر

سینه ای مجروح از مسمار در

عشق یعنی گریه های حیدری

دختری دنبال نعش مادری

عشق یعنی طاعت جان آفرین

رد خون سینه بر روی زمین

دنبال حیدر می دوید

از سینه اش خون می چکید

شکر خدا زینب ندید

شکر خدا زینب ندید

زینب نگاهش بر در است

در ذکر مادر مادراست

بگرفته او دامان من

زهرای من زهرای من

بودی چراغ خانه ام

تاریک شد کاشانه ام

در بین آن دیوار و در

دادی تو شش ماهه پسر

ای گل یاس کبود مر تضی

ای تمام تار و پود مرتضی

ای همه بود و نبود مرتضی

ای تمامی وجود مرتضی

خانه را عاری ز خوشحالی مکن

یار من پشت مرا خالی مکن

ای تمام عشق ای خونین جگر

یا بمان یا که مرا با خود ببر

ای تمام عشق بانوی علی

لرزه افتاده به زانوی علی

می روی ای بحر عصمت را عروس

جای من لبهای محسن را ببوس

فاطمه یا فاطمه یا فاطمه

فاطمه چشمان خود را باز کرد

با زبان دل سخن آغاز کرد

ای همیشه هم نشین فاطمه

علی جانم علی جانم

ای امیر المومنین فاطمه

ای که غمها را عسل کردی علی

گو چرا زانو بغل کردی علی

یا علی

ای که بر ارض و سما هستی امیر

جان زهرایت سرت بالا بگیر

این دل غمدیده را زنده کن

جان من یکبار دیگر خنده کن

یاعلی

آنکه باید دل غمین باشد منم

آنکه باید اینچنین باشد منم

دل غمین و شرمگین باشد منم

خواستم یاری کنم اما نشد

ریسمان از دستهایت وا نشد

من آن شاخه گل افسرده  بودم

که در نشکفتگی پژمرده بودم

زسوز سینه ام می سوزم ای کاش

که در پشت همان در مرده بودم

مغیره گر نبود در آن کشاکش

علی را من به خانه برده بودم

مدینه محشر کبری به پا بود

رسل بر گردن شیر خدا بود

دو صد گلچین و یک گل من چه گویم

گل حیدر به زیر دست و پا بود

یا علی

پدر زخم زبان بسیار خوردم

کتک از خصم بد کردار خوردم

میان کوچه های شهر سیلی

هم از دشمن هم از دیوار خوردم

پدر زهرای تو حاجت روا شد

ببین مزد رسالت چون ادا شد

ببین بازو (پهلو) و دست و سینه من

بلا گردن جون مرتضی شد

ای تربت گم گشته ات بیت الحرام انبیا

صحن بقیع خلوتت دار السلام انبیا

نام تو در موج بلا ذکر مدام انبیا

تنها نه مام احمدی مام تمام انبیا

از کوثر احسان تو لبریز جام انبیا

منم گدای فاطمه جانم فدای فاطمه

  باز هم سر بزنید التماس دعا




| نظر



مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
Design By : Ashoora.ir


 

پایگاه جامع عاشورا