سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بشارت حق

عاشقانه می گویم؛ این عشق الهی است..

 

 

از من بگو!

یه چند روزیه که هی میام درباره یه موضوع بنویسم، می بینم یه سری موضوعات دعوت نامه می فرستادن که به اونها رسیدگی کنم. دیدم دعوت نامه ها زیاد شد. اعلام کردم که در فلان روز و فلان ساعت همه آماده باشن میخوام از خودم یه توجه خاصی به همشون نشون بدم که حال کنن. اینجوری بود که همه این موضوعات طی یه برنامه هماهنگ شده، جلوی جایگاه ذهنم حاضر شدن و با فرمان میدان دار رژه حرکت خودشون رو آغاز کردن تا از جلوی جایگاه عبور کنن!

از قبل برای خودم قلم و کاغذ آماده کرده بودم که به موضوعات نسبت به نوع رژه ای که میرن امتیاز بدم تا یکی از اونها به عنوان موضوع دسته اول و بقیه در اولویت های بعدی انتخاب بشن. احساس می کردم الان همه چیز در اختیار منه و با این جایگاه و هوشیاری که دارم چیزی از دید چشمان تیزبین (عقابی) من جا نمی مونه. (ذهنه دیگه خیلی گیر نده)

تا میام اهمیت یکی از اونها رو بنویسم و درباره اش قلم سرایی کنم باز دسته بعدی از راه می رسن و یه جوری رژه میرن که آدم بد جوری محوشون میشه. همینجوری که از جلوی جایگاه رد میشن با نگاهشون به من تکلیف می کنن که باید از ما بگی! بعد اونقدر هم محکم پاهاشون رو زمین می کوبن که خلاصه ارادتشون رو نشون داده باشن که دیگه رد خور نداشته باشه که حتما همون موضوع رو بهش بپردازم.

باز دسته بعدی از راه میرسن. این گردان با موضوعی که داره دیگه منو می کشه (به ضم کاف). با خودم میگم چقد خوب شد صبر کردم عجله نکردم وقت بگذارم برای اون موضوعات قبلی! تا وقتی این موضوع عزیز با این رژه زیبا هست چرا موضوعات دیگر رو بررسی کنم. همین طوری که دارم بهش فکر می کنم می بینم به به ! شروع شد این موضوع خاص با رژه زیبا و هماهنگ خودش در جلوی جایگاه خودش رو به شکل این جمله آرایش کرده که : " از من بگو".

چشامو باز می کنم با دقت نگاه می کنم. هنوز محو این آرایش نظامی موضوعی هستم که حرکات نمایشی این موضوع شروع میشه. دیگه تصمیم خودم رو میگیرم و می خوام از جایگاه برم پایین و به تکلیفم! عمل کنم.

نمی دونم این شیپور ها چیه که توی رژه ازش استفاده میشه! یه هو متوجه سروصدای دسته بعدی میشم که دارن وارد جایگاه میشن. با خودم میگم ولش کن فعلا همین قدر که فهمیدیم باید چیکار کنیم بزار بریم به کارمون برسیم. اما هیاهوی این موضوع جدید و شیوه نوین ورودش به جایگاه نظرم رو جلب می کنه.

آخه نیروهای مردمی هم خودشون رو به این موضوع نزدیک کرده بودن انگار موضوعش باب میل مردم بود و دسته، دسته مردمی بود. گفتم هر چی نباشه باید پای حرف مردم نشست دیگه. این گروه موضوعی هم که دارن رژه میرن مال اونهاست باید گوش داد و با دقت و تامل اندیشید.

خستگی و دردی که در این موضوع بود از چهره همه رژه دهنده ها نمایان بود. اینجا بود که با خودم گفتم آره همینه! تا حالا اینقد به اسم این جماعت یه عده نون خوردن! حداقل بزار ما یه کاری بکنیم (انگار دیگه راه چاره همه مشکلات این دسته دست ما بود!) از بین صدای شیپور صدای شعارهایی که با تمام وجودشون می دادن رو می شنیدم. اهمیت این دسته رو دیگه واقعا داشتم حس می کردم. یک سری نوشته هایی هم دستشون بود که ظاهرا حکایت از این داشت که قبلا هم یه عده می خواستن درباره این دسته قلم سرایی کنن ولی ... .

یه نگاهی انداختم به موضوعاتی که از جلوی جایگاه رد شده بودن و یه نگاهی هم انداختم به موضوعاتی که توی نوبت بودن تا از جلوی جایگاه ذهنم عبور کنن و رژه خودشون رو به نمایش بگذارن.

از بس ایستاده بودم کمرم دیگه داشت میشکست. مگه من چقد توان داشتم که به این همه موضوع رسیدگی کنم. به اطرافم نگاه کردم. دیدم بابا بقیه که از منم بدترن. سعی کردم در مقابل این همه موضوع آبرو داری کنم و نشون بدم که همچنان محکم ایستادم.

صدای جارچی! (فرمانده میدان ) و میدون دار رژه هم همچنان بلند بود.. یک لحظه هم از این رژه موضوعات غافل نبودم.. ولی هنوز نتونسته بودم از بین این دسته موضوعات یکی رو انتخاب کنم..




مردم آخر الزمان !

شاید شما هم دوست داشته باشید با جریانی که در جهان به سمت آخرالزمان حرکت می کنه
اطلاعاتی در باره مردم آخر الزمان داشته باشید...
 
بخشی از اخلاق و عمل مردم دوره آخرالزمان رو در روایتی از پیامبر اکرم ص براتون  می گذارم:

واقعا قابل تامله... مخصوصا با توجه به روایتی که می فرماید در آخرالزمان نگه داشتن دین و ایمان مثل نگه داشتن گدازه آتش در دست هست..



ابن عباس نقل مى کند: ما با پیامبر (صلى الله علیه و آله ) در آخرین حجى که در سال آخر عمر خود بجاى آورد (حجة الوداع ) بودیم .

رسول خدا (صلى الله علیه و آله ) حلقه در خانه کعبه را گرفت و رو به ما کرد و فرمود:   آیا حاضرید شما را از علامتهاى آخرالزمان باخبر سازم ؟ 

نماز- شهوت
سلمان که در آن روز از همه به پیامبر (صلى الله علیه و آله ) نزدیک بود، عرض کرد:   آرى ، یا رسول الله !  
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:   از علامت هاى آخرالزمان ضایع کردن نماز، پیروى از شهوات ، تمایل به هواپرستى ، گرامى داشتن ثروتمندان و فروختن دین به دنیاست و در آن وقت قلب مؤ من در درونش آب مى شود مثل آب نمک در آب ! از این همه زشتیها که مى بیند و قدرت بر جلوگیرى آن را ندارد.  

حاکمان
سلمان پرسید: آیا چنین چیزى واقع خواهد شد؟  
حضرت فرمود: آرى ، سوگند به خداوند! اى سلمان ! در آن وقت زمامداران ظالم ، وزیرانى فاسق ، کارشناسان ستمگر و امنایى خائن بر مردم حکومت کنند.  

 صداقت و امانت-زشت و زیبا
سلمان پرسید: آیا چنین امرى واقع خواهد شد؟
   پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:   آرى ، سوگند به خدا! اى سلمان ! در آن وقت زشتى ها زیبا و زیبایى ها زشت مى شود. امانت به خیانتکار سپرده مى شود و امانتدار خیانت مى کند، دروغگو تصدیق مى شود و راستگو تکذیب ! 

زنان و کودکان- والدین و دوستان
 سلمان پرسید:   آیا این امر واقع خواهد شد؟  
پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:   آرى ، سوگند به خداوند! در آن وقت حکومت به دست زنان و مشورت با بردگان خواهد بود، کودکان بر منبر مى نشینند، دروغ خوشایند و زرنگى ، زکات ضرر و بیت المال غنیمت محسوب مى شود!   اولاد در حق پدر و مادر جفا مى کنند و به دوستانشان نیکى مى نمایند و ستاره دنباله دار طلوع مى کند! 

 شکایت از خدا
سلمان پرسید:   آیا چنین چیزى واقع خواهد شد، یا رسول الله ؟ 
 پیامبر (صلى الله علیه و آله ) فرمود:   آرى ، اى سلمان ! در آن زمان زنان در تجارت با شوهران خود شریک مى شوند، باران رحمت کم ، جوانمردان بخیل ، تهى دستان حقیر مى شوند، بازارها به هم نزدیک مى گردد و همه از خدا شکایت مى کنند. یکى مى گوید سودى نبردم و دیگرى مى گوید چیزى نفروختم .  

حکومت ها-زنان و مردان
سلمان پرسید: این امر واقع خواهد شد؟  
حضرت فرمود:   آرى ، در آن وقت گروهى به حکومت مى رسند، اگر مردم حرف بزنند آنها را مى کشند و اگر سکوت کنند اموالشان را غارت ، حقشان را پایمال مى کنند و خونشان را مى ریزند و دلها را پر از کینه و وحشت مى کنند و...   در آن زمان اشیاء و قوانین را از شرق و غرب مى آورند و امت من رنگارنگ مى شوند، نه ، بر کوچک رحم مى کنند و نه ، بر بزرگ احترام مى گذارند و نه ، گناه کارى را مى بخشند، هیکل هایشان مانند آدمیان و قلب هایشان همچو شیاطین است .   در آن زمان لواط زیاد مى شود، مردان خود را شبیه زنان مى کنند و زنان خود را شبیه مردان ، لعنت خدا بر آنها باد!  

 مساجد و نمازگزاران
در آن زمان مساجد را زینت مى کنند، قرآن ها را آرایش مى دهند و مناره هاى مساجد را بلند مى نمایند و صفهاى نمازگزاران زیاد، اما دلهایشان به یکدیگر کینه توز و زبانهایشان مختلف است ! 

پوشش مردان
 مردان و پسران ، خود را با طلا زینت مى کنند و لباس حریر و دیباج مى پوشند، پوست پلنگ را براى اظهار بزرگى در بر مى کنند. 

ربا
 ربا در بین مردم شایع مى شود و معاملات با غیبت و رشوه انجام مى گیرد، دین را مى گذارند و دنیا را برمى دارند!  

طلاق- زنان خواننده
طلاق زیاد مى شود، حدود اجرا نمى گردد، زنان خواننده و آلات نوازندگى آشکار مى گردد و اشرار امت به دنبال آنها مى روند،

حج
ثروتمندان براى تفریح و طبقه متوسط براى تجارت و فقرا براى ریا و خودنمایى به حج مى روند!

قرآن آموزان
  عده اى قرآن را براى غیر خدا و عده اى براى خوانندگى یاد مى گیرند و گروهى نیز علم را براى غیر خدا مى آموزند،

گناه و زنا
زنازاده فراوان مى شود و براى دنیا با یکدیگر عداوت مى کنند!   پرده هاى حرمت پاره مى گردد، گناه زیاد مى شود،
بدان بر خوبان مسلط مى شوند دروغ فراوان ، لجاجت شایع و فقر فزونى مى یابد، با انواع لباسها بر یکدیگر فخر مى فروشند،

امربه معروف و نهی از منکر
قمار و آلات موسیقى را تعریف مى کنند و امر به معروف و نهى از منکر را زشت مى شمرند.  

مومن واقعی
مؤ من واقعى در آن زمان خوار است ،

بدگویی
قاریان قرآن و عبادت کنندگان پیوسته از یکدیگر بدگویى مى کنند و در ملکوت آسمانها آنان را افراد پلید مى دانند. 

فقرا
 ثروتمندان از فقر مى ترسند و بر فقرا رحم نمى کنند

جامعه شناسان
و آدمهاى نالایق درباره جامعه سخن مى گویند که حقیقت ندارند، حرفهایشان فقط شعار است !

 در آن زمان صداى تواءم با لرزش از زمین برمى خیزد که همه مى شنوند، گنجهاى طلا و نقره بیرون مى ریزند ولى براى انسان دیگر سودى نخواهند داشت و دنیا به آخر مى رسد...




یه دست مریزاد و یه خجالت بکشین..

باسلام به همه دوستان و مهمونای گل تقدیم شما
حتما به یاد ما هم بودین دیگه مؤدب
با امید قبولی روزه و نمازهاتونآفرین

الان فقط اومدم یه نکته رو بگم

من که خیلی خجالت کشیدم وقتی با مردم روبرو شدم و دغدغه و همتشون رو دیدم
امیدوارم مسئولین هم از این بُعد نگاه کرده باشن و خجالت کشیده باشن از مردم..

وظیفه خودم می دونم دست مریزاد بگم به همه اونایی که ماه رمضون رو با خدا بودند و با سختی ها و گرونی ها ساختند
مخصوصا جوونایی که با هر چی وسوسه شیطون بود مقاومت کردن  و با وجود گرما و گرونی باز هم معامله خودشون و خدا رو فراموش نکردند
ای ول به همه تون..

این رو همه مردم می تونن بفهمن اگه بخاطر اسلام نبود این همت ها هم نبود
اگه بخاطر اسلام و اصل نظام اسلامی نبود این همت ها نبود
مردم می دونن و به مسئولین دارن می فهمونن که بین نظام اسلامی و مسئولینی که منتسب به نظام هستن فرق قائل میشن
چون از نظام اسلامی میشه همیشه دفاع کرد اما از بعضی مسئولین... خودتون بگین

به هر حال خیلی طولانی اش نکنم
من پیش مردم بخاطر همت و اعتقادشون به نظام و اسلام هیچ حرفی ندارم و فقط خجالت کشیدم
سوالم از مسئولینی که امور مردم زیر دستشونه اینه که

شما هم خجالت کشیدین یا نه؟ اگه کشیدین بیشتر به فکر مردم باشین

بعدنوشت: نمی دونم باید خوشحال باشم که این پستم با هفته دولت مقارن شده یا ناراحت! به هرحال حرفام کاملا واضحه و ایهامی نداره.




چی بگم خدایا..

حتما براتون پیش اومده وقتی کسالت پیدا می کنین (که انشاالله براتون پیش نیاد دیگه)
چقدر یاد روزایی می افتین که حالتون خوب بود و می تونستین به همه کارهاتون سروقت و خوب برسین
و چقدر آدم غصه می خوره وقتی این نعمت های خوب رو برای یه مدت کوتاهی نداره،
و چقدر بیشتر غصه می خوره وقتی قراره که دیگه اون نعمت رو نداشته باشه...
اینجور وقتا با خودمون که خلوت می کنیم یه قولایی به خودمون می دیم
میگیم خدایا اگه خوب بشم دیگه این کار و نمی کنم
خدایا اگه خوب بشم قول میدم بابا و مامان دیگه از دستم ناراحت نشن
خدایا اگه خوب بشم قول میدم دیگه روزای شهادت ائمه ...
خدایا اگه خوب بشم قول میدم اخلاق بهتری داشته باشم
هر کار اشتباهی که به نظرمون میاد که تو زندگیمون داریم میاد جلوی چشامون
به خدا میگیم خدایا همه رو می گذارم کنار ها.. فقط یه کاری کن ..
حالا اگه اون نعمتی که از دست میدیم مربوط به دلمون باشه، فقط خودمون بدونیم و خدا..
چی میگیم..
چی بگم که چند وقته از محضر بانوی کرامت دورم..
خیلی دلم برای حرم حضرت معصومه تنگ شده
خدایا...

 

 




چاشنی قبولی اعمال...

کمی به این فکر کن:
رفیق پیدا کردن سخت نیست نگه داشتنش سخته..
و این:
خوب بودن سخت نیست خوب موندن سخته..
هر کدوم از این دو جمله کلی حرف داره. اما من می خوام یه جمله دیگه هم اضافه کنم البته نه از خودم،
کار خوب انجام دادن هنر نیست قبول شدنش مهمه *

خیلی وقتا اونقدر حواسمون به انجام دادن کارهای خوب پرت میشه که دیگه از اصل قضیه جا می مونیم که اصلا این همه خوب برای ما فایده هم داره یا نه!
تعجب نکن. نمی خوام بگم از همین الان هر چی خوبی داری بزار کنار به قبولیش فکر کن، نه!
همه رو داشته باش اما به این هم فکر کن که چیکار کنیم که همه اش قبول هم بشه
اونوقت برگ برنده دست خودمونه
فکرش رو بکن اگه حتی یکی از این همه واجباتی که انجام میدیم بخواد قبول بشه برای ما بسه...
خوب حالا چند تا چاشنی رو اگه به کارهامون اضافه کنیم کارهامون رنگ و بوی خدا می گیره اونوقت به قبولی نزدیک تره!
یکی اینکه به خودمون یاد بدیم که "فقط برای خدا" یعنی چی! یعنی خدا شریک خوبیه.اگر براش تو هر چیزی یه شریک گذاشتی  همه سهم خودش رو هم به شریکش میده میگه من اینجوری نمیخوام... (1)
یکی دیگه اینکه به خودمون یاد بدیم وقتی به محبوبمون هدیه ای میدیم، کاری نکنیم که ناراحت بشه و دیگه هدیه مون پیشش ارزشی نداشته باشه، آخه اونوقت دیگه هدیه مون قبول نیست..(2)
و مهم تر از همه، تا اینجا گفتم که اینو بگم: (فک کن دارم توی گوشت میگم )
ببین، باید به خودمون یاد بدیم که وقتی به خدا گفتیم هر چی تو بگی...یعنی خدایا هر چی تو بگی..
اینجاست که حواسمون گاهی پرت میشه. آخه خدا یه عده رو انتخاب کرده و از ما خواسته که همونطور که به خودش گوش میدیم، به اون ها هم گوش بدیم. و اون یه عده که گفتم، باز از ما خواستن اگه ما بین شما نبودیم، اگر کسی پیدا شد که این شرایط رو داشته باشه باید بهش گوش بدین ها..(شرایطش رو میگم حالا اصل مطلب رو داشته باش)(3)
اگه اینجا بگی نه، یعنی هنوز به خودت یاد ندادی که خدایا هر چی تو بگی..
اینم بگم اونقدر این آخری مهم بود که امام رضا (ع)بخواد سرش رو از کجاوه بیرون کنه و بگه:
بشرطها و شروطها و انا من شروطها...
-------------------------
1. اخلاص
2. تقوا
3. ولایتمداری
* این جمله مفهوم سخن امام علی ع بود..




وقتی دعاها مستجاب می شوند..

داشتم به این فکر می کردم

وقتی همه دعاهامون مستجاب بشه
دیگه هیچ وقت دلمون نمی گیره
دیگه هیچ وقت دوست نداریم تنها باشیم
دیگه هیچ وقت گریه مون نمی گیره
دیگه هیچ وقت بغض نمی کنیم
دیگه هیچ وقت چشمامون قشنگ نمی شه
دیگه هیچ وقت دردی نداریم که بخاطرش فریاد بزنیم
دیگه هیچ وقت گریه مون رو ، صدای هق هق مون رو تو سینه مون خفه نمی کنیم
دیگه هیچ وقت صدایی نداریم که باهاش خدا رو صدا بزنیم
دیگه هیچ وقت خودمون رو پیش خدا لوس نمی کنیم
دیگه هیچ وقت به خاطر اینکه دعامون مستجاب بشه حواسمون به خدا نیست

اگه همه دعاهامون مستجاب بشه
دیگه هیچ وقت حس نمی کنیم یه نفر داره نگاهمون می کنه
دیگه هیچ وقت دلیلی پیدا نمیشه که ما رو کسی دوست داشته باشه
دیگه هیچ وقت لذت خوشحالی رو نمی فهمیم
دیگه هیچ وقت لذت خنده بعد از اشک رو نمی فهمیم
خدایا...
اگه همه دعاهامون مستجاب بشه
پس من با کی حرف بزنم

نه.. من هنوز می خوام باهات حرف بزنم خداااااااااااااا




هنوز زوده !

دیگه هر کی ندونه
تو می دونی که چرا نبودم
افتاده بودم توی هروله و دیگه خودم نبودم...
فقط یه زمزمه یادم میاد که:
با این که می دونی شده قلبم سیا
بازم راهم دادی تو جمع عاشقا

هنوز زوده که سر از سجده شکر بردارم
مگه روسیاه تر از منم بود...
نمی دونم چرا گاهی می تونم سرم رو بالا بگیرم
آخه از بس توی این دهه محرم تحویلم گرفت که
فکر کردم چقد خوبم!
سرم رو می گرفتم بالا
تا چشمم به لطف و کرمش می افتاد
اشک شرمساری ام جاری می شد
و سرم رو می انداختم و می گفتم
خودت بهم رو دادی دیگه
حالا که قاطی خوبات شدم و اومدم بزار خوب نگات کنم

عاشقانه می گویم




چرا گریه چرا عزاداری...

السلام علی الباکین علی الحسین

چرا بر امام حسین علیه السلام گریه می کنیم:
امام رضا علیه السلام فرمودند:
«اگر برای چیزی می خواهی گریه کنی ، بر حسین گریه کن.» (1)
در حدیثی دیگر از امام رضا علیه السلام:
«...روز عاشورا برای ما اهل بیت کرب و بلا را به ارث گذاشت تا  روز قیامت. پس بر مثل حسین گریه کنندگان گریه می کنند چرا که گریه بر حسین گناهان بزرگ را محو می کند.»(2)
نکته : مسلما تنها اشک ریختن وسیله نجات نیست. گریه به همراه توبه واقعی و برگشتن به سمت خدا ناجی گنهکاران خواهد بود.
در حدیثی از امام صادق علیه السلام:
«نفس کشیدن کسی که در مصیبت ما اهل بیت ناراحت و گریان است تسبیح خداست.»(3)

چرا جلسات عزاداری و هیئت برپا می کنیم:
امام صادق علیه السلام فرمودند:
«ای داود (بن سرحان) سلام مرا به دوستدارانم برسان و بگو خدا رحمت کند دو بنده ای را که با هم اجتماع کنند و یاد ما کنند چرا که سومین نفر آنان فرشته ای است که برای آن دو استغفار می کند. و این اجتماع (حداقل) دو نفره  برای یاد ما اهل بیت تشکیل نمی شود مگر اینکه خداوند پیش ملائکه بر آن دو افتخار می کند. همانا در این اجتماع شما و یاد کردن شما امر ما احیا می شود و بهترین مردم بعد از ما کسانی هستند که امر ما را زنده کنند و به سمت آن دعوت کنند...»(4)

 پی نوشت:
پ ن 1. در این دو موضوعی که براش روایت نقل کردم احادیث و سیره اهل بیت علیهم السلام منقول از منابع شیعه و اهل سنت فراوان هست که به اهم آنها اکتفا کردم.
پ ن 2. اولین روضه خوان بر مصائب امام حسین علیه السلام خداوند تعالی بود و اولین کسی که اشک بر مصیبت حسین علیه السلام ریخت حضرت آدم علی نبینا و آله و علیه السلام بود.
...........................
1. روایت مشهوره ریان بن شبیب از امام رضا علیه السلام. (ان کنت باکیا علی شی ء فابک علی الحسین...)
2. امالی شیخ صدوق.مجلس27. حدیث  دوم.
3. زیارت شعبانیه.
4. بحارالانوار.جلد1.ص200.حدیث 8.چاپ بیروت.

السلام علیک یا ابا عبدالله




دیگه نور نبود

دوربینش رو برداشته بود
می خواست یه عکس هنری خوب بگیره
انگار تازه فهمیده بود کنارش یه صحنه ناب و قشنگ هست!
هی جاش رو عوض می کرد
خورشید داشت می رفت
هی می گفت
ای بابا، آخ آخ، دیدی از دستم رفت ها...
دیر فهمیده بود
منم که داشتم رد می شدم وقتی تلاشش رو دیدم با همون گوشی توی دستم
می خواستم به نوبه خودم یه شاهکار هنری هم خلق کنم!
اما دیگه نور نبود
خورشید رفته بود...

 

 پی نوشت:

  • این اخلاق ماست ،اخلاق بعضی هامون،شایدم فقط اخلاق منه ، دیر به فکر می افتیم وقتی هم که دست به کار میشیم نتیجه نمی گیریم وقتی خورشید میره تازه به فکر می افتیم از نورش استفاده کنیم...
  • این داستان کوتاه یه اتفاق عادی توی زندگی ما حساب میشه،اما اگه همین داستان یه کنایه از رفتار معنوی ما باشه!خیلی ضرر می کنیم...
  • گاهی اصلا توجه نداریم که یه فرصت قشنگ کنارمونه،  گاهی دیر متوجه میشیم و در یک فرصت کم انتظار استفاده زیاد داریم
  • خدا فرصت های خوبی رو کنارمون گذاشته  فقط ما باید چشمامون باز باشه...
  • پی نوشت ها اول تویادامه مطلب بود با راهنمایی دوست خوبم گفتم بگذارم همین جا.
  • راستی امروز وبلاگم چهار سال و چهار ماه و چهار روزه شد

 




خوش بحالت که ...

پایان...
اول فکر می کردم فقط بابام منو نمی فهمه
بعد کم کم دیدم نه انگار مامانم هم همینطوره ، انگار بچه اینا نیستم!
درکم نمی کنن خواسته هامو نمی فهمن
کاش فقط همین بود
همه دلخوشی ام این بود که می نشستم یه گوشه
با خدا درد و دل می کردم باهاش حرف می زدم
الان فهمیدم نه حتی دیگه خدا هم جایی برای من پیش خودش نداره!
اصلا من مُردم من نیستم هیچ کس منو نمی خواد
هیچ کس صدا مو نمی شنوه هیچ کس
من بدبختم و تنها
دیگه نمیدونم باید کیو صدا بزنم....


شروع...
یه خواسته ای داشتم که خیلی برام مهم بود، از هر چی می گذشتم از این نمی تونم بگذرم. حتی از خیلی چیزا گذشتم اما دیگه اینو می خواستم
حالا چندوقته هر چی از خدا می خوام اما آه...


ناراحت نباش اینا حرف من نیست، حرف تو هم نیست، زمزمه بعضی هامون هست اما حرف دل هیچ کدوممون نیست. اتفاقا یکی خیلی اصرار داره که بگه نه همه این حرفا از دل خودت بلند شده از درون تو هست می دونی اون کیه؟ خوب معلومه .... شیطان
حتما تا حالا با این دیالوگ ها برخورد کردین بین دوستان یا حتی پیش خودمون با خدای خودمون. حالا باید چیکار کرد اگه به اینجا برسیم یا یکی به اینجا رسید یعنی دنیا براش تمومه؟ دیگه رسیده ته خط! باید خود کشی کنه یا ...
نه یه کم صبر کن می دونی می خوام چی بگم، معنای به اینجا رسیدن یعنی خدا خیلی دوستمون داشته!!!!
جالبه نه اصلا فکرشو هم نمی کردی که تو این وضعیت خدا اینقد دوستت داشته باشه
مگه میشه ؟ آخه...   

آره فقط مواظب باش از دست ندی این فرصت رو. خدا کمتر با بنده هاش اینجوری معامله می کنه ها . خوش به حالت که اینقد خدا دوستت داره بشین تا برات بگم :
ادامه مطلب


چهارشنبه 90 مهر 13 | نظر
مهدوی

غنچه ای بوده ام از جنس بهار/پرحرارت شدم از پرتو خورشید بلند/سرد گشتم از سایه بی شیله ابر/ سرخوشم با گل یاسی که به هر صبح سحر/ با شمیمی که زجان می روید/می نوازد دل را/ و سپاس از کرم و لطف خدا/و به امید قدمهای خوش یار به چشم/ بی دل فردایم.. (مهدوی)

 



در این وب
در کل اینترنت

موضوعات

عاشقانه می گویم (54)

کمان ابرو (31)

مهدوی (28)

امام خامنه ای (15)

امام زمان (14)

خدا (14)

بشارت حق (13)

عشق (8)

عاشقانه (7)

مهدی مهدوی (5)

kamanabroo (5)

مقام معظم رهبری (5)

رهبری (5)

گناه (4)

ظهور (4)

حضرت زهرا (4)

آقا (3)

اربعین (3)

امام زمان عج (3)

دلم گرفته (3)

قرآن (3)

کمان ابرو (3)

سبک زندگی (3)

سیداحمد خمینی (2)

شهادت (2)

شیطان (2)

دولت (2)

دل (2)

امام رضا (2)

دعا (2)

دنیا (2)

مادر (2)

غفلت (2)

شعر (2)

علم (2)

امام سجاد علیه السلام (2)

امام صادق (2)

انتظار (2)

امام حسین (2)

آیت الله سیستانی (2)

اشک (2)

حضرت زهرا سلام الله علیها (2)

چرا (2)

حرکت (2)

حضرت فاطمه (2)

جمعه (2)

بیا (2)

لبیک یا خامنه ای (2)

نگاه (2)

نور (2)

نماز (2)

همت (2)

وحدت اسلامی (2)

وحدت بین شیعه و سنی (1)

وحی (1)

وعده الهی (1)

وفا به عهد (1)

ولایت (1)

ولایتمداری (1)

ولی امر مسلمین (1)

وکیل (1)

یا ایها العزیز (1)

یااباعبدالله (1)

یابن الحسن (1)

یار (1)

یافاطمه الزهرا (1)

یه بچه (1)

کار (1)

کلیپ صوتی (1)

همسر امام خامنه ای (1)

همسر پیامبر (1)

هیئت (1)

والفجر8 (1)

نماز و اهل بیت (1)

کمان ابرو، پازل،جورچین،مهدوی،خدایا،زندگی،خواسته،عاشقانه می گویم، (1)

کوه (1)

نوشت (1)

نی به نی (1)

نیمه شعبان (1)

هدیه (1)

هسته ای (1)

هفته دفاع مقدس (1)

هلا (1)

نگرانی (1)

مهدی (1)

لیوان (1)

عقد ازدواج (1)

مهدی موعود (1)

مهدی هاشمی (1)

مهر (1)

مهربونی (1)

موضوع انشا (1)

موعظه (1)

می بیند (1)

می کشی (1)

میزبانی (1)

میلاد (1)

میلاد حضرت علی اکبر ع مبارک (1)

میلاد حضرت معصومه (1)

ناامیدی (1)

نامه محبت انگیز امام به همسرش (1)

نان (1)

نبش قبر حجر بن عدی (1)

ندای هل من ناصر (1)

نصایح امام جواد علیه السلام (1)

نظام (1)

نفاق (1)

نگار آشنا (1)

بیداری اسلامی (1)

پایان ماه صفر (1)

پویا بیاتی (1)

پیام (1)

پیام تسلیت (1)

پیام فاطمیه (1)

پیام مقام معظم رهبری (1)

پیامبر اکرم و آخرالزمان (1)

تایید (1)

تبریک (1)

تبریک،عیدفطر،سادگی،یکرنگی،خدایی،تعارف،استراحت،عشق،کمان ابرو،مهدو (1)

تحف العقول (1)

تخریب کعبه و پیدایش مار (1)

تسلط (1)

تعجب (1)

تلفن (1)

تمرین وجوه شرعیه (1)

تندرو (1)

تنها (1)

تنهایی (1)

تهذیب (1)

توبه (1)

توکیستی (1)

تکلیف (1)

جاده (1)

جمعه،امام زمان،منتظر،انتظار،نشونه،نشانه،کمان ابرو،مهدوی،عاشقانه (1)

جمعیت (1)

جمکران (1)

جهاد زن (1)

جهنم (1)

جوانان (1)

جوون (1)

بشارت منجی (1)

بصیرت (1)

بقیع (1)

بمب گذاری (1)

بنرمحرم (1)

بنی صدر (1)

بهشت (1)

بهمن (1)

بی نهایت (1)

حضرت فاطمه سلام الله علیها (1)

حضرت محسن (1)

حضرت معصومه (1)

حضرت مهدی عج (1)

حضور مردم (1)

حماسه (1)

حماسه اقتصادی (1)

حماسه سیاسی (1)

حکم جهاد (1)

خاطرات لاریجانی (1)

خدا بود و دیگر هیچ (1)

خدا هست (1)

خسته (1)

خشوع (1)

خلیفه خدا (1)

خودکشی (1)

دارا که باشی (1)

دانشجو (1)

دانلود (1)

درس (1)

درس خارج (1)

دریا (1)

دریام کن (1)

دستاورهای مذاکرات (1)

حسن روحانی (1)

حسین (1)

حضرت آقا (1)

حضرت آیت الله حاج آقا مجتبی تهرانی (1)

حضرت امام (1)

حضرت جواد الائمه (1)

حضرت خدیجه (1)

چرا عزاداری (1)

چرا گریه بر حسین (1)

چگونه (1)

حدیث (1)

حرف (1)

حرم (1)

حضرت علی (1)

حضرت علی اصغر(ع) (1)

اشک اسمون قشنگه (1)

اصل و فرع (1)

اعتدال (1)

اعتماد به خدا (1)

اقتصاد غربی (1)

اگر جام مرا بشکست لیلی/چرا با دیگرانش بود میلی!--اگر با دیگرانش (1)

العالم بزمانه (1)

الهام چرخنده (1)

امام باقر(ع) (1)

امام جمعه (1)

امام جواد علیه السلام (1)

امام حسن مجتبی(ع) (1)

امام حسن(ع) (1)

آیت الله مهدوی کنی (1)

آیت الله نوری همدانی (1)

ائمه (1)

اخلاص (1)

9 دی (1)

امام خامنه ای حفظه الله (1)

امام خمینی (1)

اروند کنار (1)

از من بگو (1)

ازدواج (1)

ازدواج حضرت علی و حضرت فاطمه علیهما السلام (1)

استجابت (1)

استفاده (1)

استقبال از شهدا،حسرت، عاشقانه می گویم، کمان ابرو (1)

اسلامی (1)

آقا بیا (1)

آگاهی (1)

آه (1)

آبان (1)

آخرالزمان (1)

آخرخط (1)

آرام (1)

آرامش (1)

آشفته (1)

انتقاد سیداحمد از دولت هاشمی (1)

انسان (1)

انکار واقعیت (1)

اهمیت نماز (1)

اوضاع کنونی (1)

ایمان (1)

ایمان مردم (1)

با لینک مستقیم (1)

باران (1)

باقی (1)

باید (1)

برادری دینی (1)

برای اینکه خدا (1)

برای خدا (1)

برجام (1)

برکت (1)

بسیجی (1)

بشارت (1)

بشارت بهشت (1)

امام صادق علیه السلام (1)

امام صادق(ع) (1)

امام علی (1)

امام علی النقی، امام هادی، نقی، کمان ابرو، عاشقانه می گویم، شهاد (1)

امام هادی علیه السلام (1)

امامنا الخامنه ای (1)

امان (1)

انار (1)

انتخاب (1)

انتخابات (1)

انتخابات 92 (1)

انتخابات آزاد (1)

علما (1)

علی (1)

علی مطهری (1)

عملیات روانی (1)

عنصر (1)

عید نوروز (1)

عیدی (1)

غرور (1)

شعر. اشعار (1)

شعرامام زمان (1)

شفاعت (1)

شلمچه (1)

شناخت زمان (1)

دلم گرفته ای دوست (1)

دلواپسی (1)

عاشقا (1)

ف ی ل ت ر ش ک ن (1)

فاطمیه (1)

فانی (1)

فتنه (1)

فرزند آوری (1)

فرصت (1)

فقاهت (1)

فیلم (1)

فکر (1)

قبولی اعمال (1)

قرائت خطبه عقد (1)

قم (1)

قیامت (1)

کار (1)

عاشقانه می گویم،شهید،عید،میلاد امام زمان، نیمه شعبان،دختر شهید،ع (1)

عاشقی (1)

عالم به شرایط زمان (1)

عبور (1)

مادرمن (1)

ماهی و دریا (1)

ماوراء (1)

مایه آرامش (1)

مجلس (1)

محسن بن زهرا (1)

محمود احمدی نژاد (1)

مذاکرات هسته ای (1)

مذاکره (1)

مراجع تقلید (1)

 

مطالب اخیر

هنوز هم اشک می ریزم

یک کانال تلگرامی مخصوص خانما

استدلال حضرت فاطمه (س) با قرآن بر ارث فدک

این روزها مادرم را میخواهم..

محرم می رود..

هوای روضه ی تو..

ملت از دولت مطالبه کند

وقتی که لبریز شوی..

برای من بعد از شهریور هیچ مهری نیست..

 

آرشیو مطالب

بهار 92 (23)

زمستان 91 (11)

پاییز 91 (8)

تابستان 91 (8)

بهار 91 (8)

زمستان 90 (3)

پاییز 90 (7)

تابستان 90 (5)

بهار 90 (5)

زمستان 89 (4)

پاییز 89 (8)

تابستان 89 (2)

بهار 89 (1)

زمستان 88 (3)

پاییز 88 (1)

تابستان 88 (2)

بهار 88 (9)

زمستان 87 (14)

پاییز 87 (13)

تابستان 87 (7)

بهار 87 (6)

زمستان 86 (22)

پاییز 86 (7)

تابستان 86 (3)

تابستان 92 (21)

پاییز 92 (11)

زمستان 92 (8)

بهار 93 (10)

تابستان 93 (5)

پاییز 93 (11)

زمستان 93 (9)

بهار 94 (1)

 
 

پیوند ها

 

صفحات وبلاگ

اجتماعی سیاسی و..

سبک زندگی شهدا

بارش احساسهای دلم

 

خبرنامه

 

 

آمار وبلاگ

کل بازدید : 533296
بازدید امروز :176
بازدید دیروز : 167
تعداد کل پست ها : 276

 

دانشنامه مهدویت

مهدویت امام زمان (عج)

پیوندهای روزانه

پایگاه پژوهشی تبلیغی موعظه

پایگاه اطلاع رسانی رهبری

سیداسلام نظرپور

احمد خسروی

مهدی فاضلی

 

امکانات جانبی

پیام‌رسان

نقشه سایت

اوقات شرعی

RSS 2.0

 

 
 

لوگوی دوستان

محفل آشنایان((IMAN))

PARSTIN ... MUSIC

پزشکی تخصصی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

خاطرات و تاریخ پزشکی Dr.Rahmat Sokhani

 

مرجع دریافت ابزار و قالب وبلاگ
By Ashoora.ir & Blog Skin