سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
عاشقانه می گویم

عاشقانه می گویم
مهدوی[126]
اینجا حرف، حرف مهربونی خداست حرف دله، قصه ها و غصه های دله) (خریدار حرف دل خود خداست اگرم چیزی از دلم میگم بخاطر خودشه...
لینک دوستان

عاشقانه می گویم


[ یکشنبه 24/2/91 ] [ 12:36 صبح ] [ مهدوی ]
نظر

آرام... بی صدا... همیشگی


به نظر شما این سه کلمه وصف چه چیزی می تونه باشه!
شاید بشه خیلی چیزها رو با این سه کلمه وصف کرد
اما نزدیکترین و قابل لمس ترینش، آره تنفس کردنه
نفس ما هم آرامه، هم بی صداست، هم همیشگی(1)
و جالب اینجاست که اصلا حواسمون هم بهش نیست! باوجود اینکه زندگیمون بهش وابسته است!

اما همین سه کلمه وصف یه حالت دیگه هم می تونه باشه
اگه گفتی؛ قبل از اینکه خط های بعدی رو بخونی چشاتو ببند و فکر کن...


حتما تو هم به همین نتیجه رسیدی
که همراهی خدا با ما آدما آرام...بی صدا...همیشگیه
می دونم می خوای بگی که اگه گوشامونو خوب باز کنیم صدای بودن خدا رو هم می تونیم بشنویم(2)
این سه کلمه رو گفتم تا هم دل من هم دل هر کسی که این مطلب رو می خونه بدونه که
یه حس آرام و بی صدا و همیشگی کنارمونه
که نباید از یادش ببریم..


تا اینجا حاشیه بود حالا اصل مطلب:
حتما می خوای بپرسی این مطلب با عنوان مطلب چه ربطی داشت
حاشیه مطلب رو گفتم تا وقتی به اصلش رسیدی خوب فکر کنی...


بعدنویس!: ضمن تشکر از عزیزانی که نظر خصوصی می گذارند و هیچ مشخصاتی هم ندارند(وبلاگ،ایمیل و..) باید بگم که قادر به پاسخگویی نیستم!


اصل مطلب +پی نوشت در  ادامه مطلب...


[ یکشنبه 24/2/91 ] [ 12:28 صبح ] [ مهدوی ]

توی کلاس از بچه ها پرسیدم
اسم امام اولمون رو کی بلده؟
همه گفتن.. امام علی ع
پرسیدم اسم پیامبرمون رو کی بلده؟
همه گفتن.. حضرت محمد ص
پرسیدم اسم دختر پیامبرمون چی بود؟
همه گفتن.. حضرت فاطمه..حضرت زهرا..
پرسیدم امام علی با کی ازدواج کرد؟
همه گفتن.. با حضرت فاطمه ... با حضرت زهرا..
پرسیدم خوب حضرت علی و حضرت فاطمه چند تا بچه داشتند؟
بازم همه با هم گفتن چهار تا ...


دیدم یه دختر کوچولو ساکت نشسته دستش رو کمی اورده بالا
پرسیدم دخترم چیزی می خواستی بگی؟
گفت: آره یه بچه دیگه هم داشتن که ...


همین جوری که داشت می گفت دیگه نتونستم دلم رو نگه دارم
آخه خیلی وقت بود دلم برای یه روضه تنگ شده بود...



[ جمعه 8/2/91 ] [ 12:27 صبح ] [ مهدوی ]

حتما براتون پیش اومده وقتی کسالت پیدا می کنین (که انشاالله براتون پیش نیاد دیگه)
چقدر یاد روزایی می افتین که حالتون خوب بود و می تونستین به همه کارهاتون سروقت و خوب برسین
و چقدر آدم غصه می خوره وقتی این نعمت های خوب رو برای یه مدت کوتاهی نداره،
و چقدر بیشتر غصه می خوره وقتی قراره که دیگه اون نعمت رو نداشته باشه...
اینجور وقتا با خودمون که خلوت می کنیم یه قولایی به خودمون می دیم
میگیم خدایا اگه خوب بشم دیگه این کار و نمی کنم
خدایا اگه خوب بشم قول میدم بابا و مامان دیگه از دستم ناراحت نشن
خدایا اگه خوب بشم قول میدم دیگه روزای شهادت ائمه ...
خدایا اگه خوب بشم قول میدم اخلاق بهتری داشته باشم
هر کار اشتباهی که به نظرمون میاد که تو زندگیمون داریم میاد جلوی چشامون
به خدا میگیم خدایا همه رو می گذارم کنار ها.. فقط یه کاری کن ..
حالا اگه اون نعمتی که از دست میدیم مربوط به دلمون باشه، فقط خودمون بدونیم و خدا..
چی میگیم..
چی بگم که چند وقته از محضر بانوی کرامت دورم..
خیلی دلم برای حرم حضرت معصومه تنگ شده
خدایا...



 


 


[ جمعه 12/12/90 ] [ 8:30 عصر ] [ مهدوی ]

مدتیه از کنار مزار یه شهید گمنام رد میشم, یعنی هر روز رد میشم
(از وقتی که این شهید عزیز رو در این محلی که هست به خاک سپردند)
بخاطر ارادتی که داشتم همیشه حواسم بهش بود ولی این روزا دو تا چیز منو دیوونه کرده


 
یکی: داستانی که درباره همین شهید گمنام شنیدم  (ادامه مطلب + عکس مزارش)
دیگه: خیلی مرد بودن که گمنامی رو انتخاب کردن به خدا خیلی مرد بودن، می دونی گمنامی یعنی چی!
"یعنی دلت توی این دنیا به هیچی خوش نباشه، به هیچی" می فهمی...
یاد اون حرف امام افتادم که "همه اجرها در گمنامی است..."
من که ...


ادامه مطلب + عکس مزار شهید...


[ یکشنبه 23/11/90 ] [ 2:29 صبح ] [ مهدوی ]

کمی به این فکر کن:
رفیق پیدا کردن سخت نیست نگه داشتنش سخته..
و این:
خوب بودن سخت نیست خوب موندن سخته..
هر کدوم از این دو جمله کلی حرف داره. اما من می خوام یه جمله دیگه هم اضافه کنم البته نه از خودم،
کار خوب انجام دادن هنر نیست قبول شدنش مهمه *

خیلی وقتا اونقدر حواسمون به انجام دادن کارهای خوب پرت میشه که دیگه از اصل قضیه جا می مونیم که اصلا این همه خوب برای ما فایده هم داره یا نه!
تعجب نکن. نمی خوام بگم از همین الان هر چی خوبی داری بزار کنار به قبولیش فکر کن، نه!
همه رو داشته باش اما به این هم فکر کن که چیکار کنیم که همه اش قبول هم بشه
اونوقت برگ برنده دست خودمونه
فکرش رو بکن اگه حتی یکی از این همه واجباتی که انجام میدیم بخواد قبول بشه برای ما بسه...
خوب حالا چند تا چاشنی رو اگه به کارهامون اضافه کنیم کارهامون رنگ و بوی خدا می گیره اونوقت به قبولی نزدیک تره!
یکی اینکه به خودمون یاد بدیم که "فقط برای خدا" یعنی چی! یعنی خدا شریک خوبیه.اگر براش تو هر چیزی یه شریک گذاشتی  همه سهم خودش رو هم به شریکش میده میگه من اینجوری نمیخوام... (1)
یکی دیگه اینکه به خودمون یاد بدیم وقتی به محبوبمون هدیه ای میدیم، کاری نکنیم که ناراحت بشه و دیگه هدیه مون پیشش ارزشی نداشته باشه، آخه اونوقت دیگه هدیه مون قبول نیست..(2)
و مهم تر از همه، تا اینجا گفتم که اینو بگم: (فک کن دارم توی گوشت میگم )
ببین، باید به خودمون یاد بدیم که وقتی به خدا گفتیم هر چی تو بگی...یعنی خدایا هر چی تو بگی..
اینجاست که حواسمون گاهی پرت میشه. آخه خدا یه عده رو انتخاب کرده و از ما خواسته که همونطور که به خودش گوش میدیم، به اون ها هم گوش بدیم. و اون یه عده که گفتم، باز از ما خواستن اگه ما بین شما نبودیم، اگر کسی پیدا شد که این شرایط رو داشته باشه باید بهش گوش بدین ها..(شرایطش رو میگم حالا اصل مطلب رو داشته باش)(3)
اگه اینجا بگی نه، یعنی هنوز به خودت یاد ندادی که خدایا هر چی تو بگی..
اینم بگم اونقدر این آخری مهم بود که امام رضا (ع)بخواد سرش رو از کجاوه بیرون کنه و بگه:
بشرطها و شروطها و انا من شروطها...
-------------------------
1. اخلاص
2. تقوا
3. ولایتمداری
* این جمله مفهوم سخن امام علی ع بود..


[ شنبه 10/10/90 ] [ 8:11 صبح ] [ مهدوی ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

مهدوی[126]
اینجا حرف، حرف مهربونی خداست حرف دله، قصه ها و غصه های دله) (خریدار حرف دل خود خداست اگرم چیزی از دلم میگم بخاطر خودشه...
امکانات وب
بازدید امروز: 26
بازدید دیروز: 28
کل بازدیدها: 63645